: نامه مادرپگاه آهنگراني به ده نمکي

درود بر اين مادر فرهيخته و آگاه !

اين نامه را چند بار بايد خواند كه هر بار نكته اي در
آن مي توان ديد !

!سلام آقای ده نمکی

زمان زود می گذرد و شما آنقدر مشغله دارید که خیلی چیز ها یادتان نمی آید.
ما هم خواستیم یادمان نیاید … اما خوب جای زخم همیشه ماندنیست !
روز های دیر و دور را به خودتان وا میگذارم … از همین اواخر درد دل کنیم
یادش بخیر … روز گاری بود سینمای یخ بسته ی ما خواست تکانی بخورد …

تا اینکه " آدم برفی " یخ سینمای ما را وا کرد.
نمی دانم آن روز ها کجا بودید … از خودتان که پرسیدیم جوابی دستگیرمان نشد ..
آن روز سینما به سینما ، اکران آدم برفی دو صف داشت …
صف اول بلیتی که می خریدیم …صف دوم باتوم هایی که می خوردیم !
نمی دانم خبر دارید ؟ آن روز جلوی هر سینما دسته ای باتوم دار می ایستادند

و هر که از سینمای آدم برفی بیرون می آمد را می زدند…
بعد ها گفتند سر دسته ی همین باتوم دار ها دارد برای پیشرفت فرهنگ و هنر
فیلم میسازد

یعنی کسی که فرهنگ را می فهمد ، آزادی بیان را نمی فهمد ؟؟

شما که آنجا نبودید نه ؟؟
نمی دانم خبر دارید ؟ یک روز در یک سینما که آدم برفی را اکران می کرد
مردی روی صحنه ی اجرا رفت و پرده ی سینما را پاره کرد …
صورتا خیلی شبیه شما بود … شما که نبودید ؟

زمان گذشت …
شما عوض شدید … اصلا به کل عوض شدید …
فقر وفحشا را ساختید … نمی دانم حقیقت را می خواستید به رخ کی بکشید ؟
مردمی که کف خیابان زندگی می کنند ، خودشان این ها را می دیدند …
یا شاید می خواستید از ما بهتران آن بالا ها ببینند

اصلا نفهمیدیم شما چه طور اینقدر عوض شدید ؟

شما سی و چند سال زندگیتان از این حرف ها نمی زدید ؟ یعنی آن موقع فاحشه
های شهر را نمی دیدید؟

یعنی یکهو وحی نازل شد و شما سینه برای خیابان خواب های ما سپر کردید ؟
گاهی انسان ها بابت زدن حرف حق هم منظور دارند اما شما ؟ نه شما که از
این قشر آدم ها نبودید ؟؟؟؟
روز گار به اخراجی ها رسید … اخراجی های اولتان را همه دیدند و خندیدند …

شما کثرت ببیننده تان را به حساب تایید کارتان گذاشتید بی آنکه یادتان باشد
دل این مردم برای خندیدن تنگ شده است . آنقدر هم حواسشان نیست که حضورشان
به چه چیزی دارد تایید می دهد …
به اخراجی های 3 رسیدید … دلتان گرم تشویق ها … سرتان پر از باد
تایید … آرمان هاي یک نسل را مسخره کردید …

سبز را آبی و قرمز کردید و نشان دادید مردم آلت دستی بیش نیستند در دست
های آدم هایی که آن بالا نشسته اند …

از این هم بگذریم ..

چند روز است که پگاه آهنگرانی ناپدید است . میشناسیدش ؟ کارگردان فیلم "
ده نمکی ها " …اصلا این فیلم را دیده
ای ؟
نمی دانیم از کجا باید سراغش را بگیریم ؟ تو میدانی ؟؟؟
… مطمئنی نمی دانی ؟

تو دوست های کله گنده زیاد داری ؟ می شود یک سوالی از
آنها بپرسی

راه دوری نمی رود که مادرش را از نگرانی
در بیاوری
راستی … من سر سجاده ات نبوده ام که ببینم خلوص سجده هایت چه قدر است
… ولی یک چیز را می دانم …

اینکه اگر خدایی آن بالا باشد ، عزیز ترینش ، بنده هایش هستند …بنده
هایی که اکثرشان نماز شب نمی خوانند و شلوار تنگ و یقه ی باز
می پوشند …

مراقب بنده هایش باش …. شاید دل یک نسل از
تو گرفته باشد.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: