چهار نفر بودند!!! اسم‌شان‌ هم‌ این‌ بود – حال روز امروز ما

چهار نفر بودند!!!
اسم‌شان‌ هم‌ این‌ بود:
همه‌ کس‌، یک‌ کسی‌، هر کسی‌، هیچ‌ کس‌.
کار مهمی‌ در پیش‌ داشتند و همه‌ کس‌ مطمئن‌ بود که‌ یک‌ کسی‌ این‌ کار را به‌ انجام‌ می‌رساند.
هر کسی‌ می‌توانست‌ این‌ کار را بکند، اما هیچ‌ کس‌ این‌ کار را نکرد.

یک‌ کسی‌ عصبانی‌ شد،
چرا که‌ این‌ کار،
کار همه‌ کس‌ بود،
اما هیچ‌ کس‌ متوجه‌ نبود که‌ همه‌ کس‌ این‌ کار را نمی‌کند.
سرانجام‌ داستان‌ این‌طوری‌ تمام‌ شد که‌:
هر کسی‌ یک‌ کسی‌ را سرزنش‌ کرد
که‌ چرا هیچ‌ کس‌ کاری‌ را نکرد

که‌ همه‌ کس‌ می‌توانست‌ انجام‌ بدهد!!!!!

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: